الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

26

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

در مورد افعال اختياريه انسان مىگوئيم : خواب قيلوله « خوابى كه اندكى پيش از اذان ظهر انجام مىگيرد » حسن و نيكو است يعنى لذت‌بخش است و يا الاكل عند الجوع حسن يعنى ملايم با طبع است و هكذا . . . كه در اين مثالها نوم قيلوله - اكل - شرب و . . . فعل انسان هستند كه متصف به حسن شده‌اند . و هكذا در جانب ضد آنها مىگوئيم : فلان منظره قبيح است يا فريادزن نوحه‌گر قبيح است و يا خواب با شكم سير قبيح است كه منظره يا ولوله متعلق فعل انسان است و نوم فعل انسان است و متصف به قبح شده‌اند . بعد مىفرمايد : حسن و قبح به اين معناى ثانى دائرهء وسيعى دارد و اشياء به لحاظ حسن و قبح به معناى لذت و الم منقسم مىشوند به سه قسم . به تعبير ديگر ، انسان با تجربيات طولانى كه دارد و با قوهء عقلى كه خداوند به او داده است مىتواند اشياء را تقسيم كند به سه قسم : 1 - امورى كه بالفعل داراى حسن يا قبح هستند مانند امثله فوق كه فلان صوت حسن است و فلان صوت قبيح است « ان انكر - الاصوات لصوت الحمير » . 2 - امورى كه بالفعل نه داراى حسن هستند و نه داراى قبح ولى به لحاظ عواقب حسن يا سوئى كه دارند انسان آنها را متصف به حسن و قبيح مىكند . 3 - امورى كه بالفعل قبيح است و نفس از او مشمئز و متنفر است و لكن به لحاظ عواقب مثبت و خوبى كه دارد عقل ما او را حسن مىشمارد يعنى لذت‌بخش و ملايم با طبع منتهى نه به لحاظ حال بلكه به لحاظ آينده مثلا آشاميدن و سركشيدن داروى تلخ بالفعل مورد تنفر انسان است و انسان بدش مىآيد ولى به لحاظ آثار خوبى كه در آينده دارد كه سلامتى و راحتى را به انسان برمىگرداند عقل مىگويد اين كار خوبى است ، يا مثلا جراحى و قطع عضو بالفعل مورد تنفر انسان است و انسان دلش نمىخواهد كه جراحى شود و يا عضوى از اعضاى بدن او كه فاسد شده قطع شود ولى عقل حسابگر او مىگويد اگر جراحى نشوى يا فلان عضو فاسد بدن قطع نشود ، مرض تو را مىكشد . به ناچار براى رسيدن به سلامتى و حيات به اين جراحى و قطع عضو تن درمىدهد . و يا بالعكس اى چه‌بسا كارى بالفعل حسن و لذت‌آور است اما به لحاظ اثرات سوء و زيان‌آورى كه در آينده دارد داخل در امور قبيحه شده و عقل او را قبيح